حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

438

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

مسنّه « 1 » بدهند . و جون به شصت رسند دو تبيع يا دو جذع يا دو جذعه بدهند . و جون بهفتاد رسند ، بقرهء مسنّهء و تبيعى بدهند . و جون بهشتاد رسند دو گاو مسنّه بدهند . و جون بر هشتاد زياده شوند ، هر چند كه زياده باشند ، بهر چهل سه بقره مسنّهء بدهند . و بهر سى سر تبيعى . و آنج ميان دو نصاب « 2 » باشد از آن چيزى ندهند ، و آن را اوقاص « 3 » كويند . و صولى أيضا چنين ميكويد : و در آخر سخن خود ياد كرده است كه : « 4 » « چون از نصاب بكذرند ، هر چند كه باشند ، از هر سى تبيعى يا تبيعهء بدهند ، و از هر چهل مسنّهء » . به غير از اين اختلاف در لفظ ، ميان او و ميان ديكران خلافى ديكر نيست . سئم : كوسفندان بهر جهل سر كوسفند كه علف از صحرا خوردند ، يك كوسفند بدهند ، تا آنكاه كه به صد و بيست رسند . و جون به صد و بيست و يكى شوند ، دو كوسفند بدهند ، تا آنكاه كه دويست شوند . و جون دويست و يكى شوند ، سه كوسفند ، تا آنكاه كه بجهارصد برسند . چون بر آن زياده شوند ، چهار سر كوسفند بدهند . بعد از آن بهر صد كه زياده مىشود ، يك سر كوسفند ميدهند . و آنج از مآت « 5 » بعد از آن كه بچهارصد رسيده باشند ، فاضل و افزون

--> ( 1 ) . مسنّه : گاوى كه دو سالگى آن بپايان رسيده و وارد سال سوم شده است . ( 2 ) . يعنى افزايش تعداد شتر و گاو هنگامى زكاةآور است كه به حدّ نصاب شرعى برسد ، همچون 30 گاو ، 40 گاو ، 60 گاو ، 70 گاو . . . ، از اين رو زكات تعداد 41 گاو لغايت 59 گاو ، همان زكات 40 گاو است ، و اين افزايش به حساب نمىآيد . ( 3 ) . اوقاص : از ماده ( وقص ) كه عبارت است از مال افزون بر نصاب ، كه بر آن مال زكات واجب نگردد ( لغت‌نامه دهخدا : ماده وقص ) . ( 4 ) . ادب الكتّاب : ص 200 . ( 5 ) . صدگان .